پس از تکمیل ارزیابی شرکت‌های تابعه هلدینگ تاپیکو، رتبه‌بندی شرکت‌ها و نقشه ناترازی‌های فناوری اطلاعات در هفت حوزه اصلی استخراج شده است؛ اقدامی که می‌تواند مسیر تخصیص منابع و سرمایه‌گذاری‌های فناوری اطلاعات را هدفمندتر کند.

نسخه تاپیکو برای مهار هزینه‌های سنگین فناوری اطلاعات چیست؟

به گزارش مدیریت روابط عمومی، برند و مسئولیت اجتماعی تاپیکو، افزایش هزینه‌های فناوری اطلاعات، تصمیم‌گیری درباره محل سرمایه‌گذاری در این حوزه را به یکی از چالش‌های جدی بنگاه‌های بزرگ تبدیل کرده است؛ جایی که یک تصمیم اشتباه می‌تواند میلیاردها تومان منابع را به مسیری کم‌اثر هدایت کند و در مقابل، یک ناترازی مهم و پرریسک بدون بودجه باقی بماند. تاپیکو حالا برای مواجهه با این چالش، تصویر دقیق‌تری از وضعیت فناوری اطلاعات شرکت‌های تابعه خود ترسیم کرده است.
در این راستا، پس از تکمیل ارزیابی شرکت‌های تابعه، رتبه‌بندی شرکت‌ها و نقشه ناترازی‌های فناوری اطلاعات در هفت حوزه اصلی استخراج شده است. در واقع این شرکت‌ها در حوزه‌های حاکمیت فناوری اطلاعات، امنیت و مدیریت ریسک، زیرساخت، پشتیبانی و خدمات فناوری اطلاعات، سامانه‌های سازمانی، تحول دیجیتال و تحلیل داده و هوشمندسازی مورد بررسی قرار گرفته‌اند و جایگاه هر شرکت در این حوزه‌ها مشخص شده است.
خروجی این فرآیند دیگر صرفاً یک گزارش از وضعیت فناوری اطلاعات نیست بلکه تاپیکو اکنون می‌تواند ببیند هر شرکت دقیقاً در کدام حوزه با ناترازی مواجه است، چه فاصله‌ای با سایر شرکت‌ها دارد و منابع باید در کدام بخش‌ها در اولویت هزینه‌کرد قرار گیرند. این رویکرد می‌تواند از یک مساله مهم در مدیریت فناوری اطلاعات جلوگیری کند: هزینه‌کرد در جایی که الزام و اولویت واقعی وجود ندارد و کمبود سرمایه‌گذاری در جایی که یک ریسک جدی یا نیاز حیاتی شکل گرفته است اما تصویر فناوری اطلاعات شرکت‌ها فقط با شاخص‌های فنی کامل نمی‌شود. در گام جدید این طرح، صدای کارکنان شرکت‌های تابعه نیز وارد فرآیند تحلیل شده است.
کارکنان می‌توانند تجربه خود از سرعت و دسترس‌پذیری سامانه‌ها، کیفیت خدمات پشتیبانی، سهولت استفاده از سیستم‌ها، میزان پاسخگویی فناوری اطلاعات به نیازهای کاری، تأثیر سامانه‌ها بر بهره‌وری و همچنین مشکلات و نیازهای نرم‌افزاری خود را اعلام کنند. این یعنی مدیران تاپیکو اکنون در کنار داده‌های فنی و مدیریتی، یک شاخص مهم دیگر نیز در اختیار دارند: تجربه واقعی کاربران. در نتیجه اگر یک شرکت از نظر شاخص‌های تخصصی وضعیت مناسبی داشته باشد اما کارکنان آن از کیفیت خدمات یا سامانه‌ها رضایت کافی نداشته باشند، این اختلاف قابل مشاهده و تحلیل خواهد بود.
همچنین ترکیب رتبه‌بندی شرکت‌ها، شناسایی ناترازی‌ها و دریافت بازخورد کاربران، امکان تصمیم‌گیری دقیق‌تری درباره پروژه‌های فناوری اطلاعات، اولویت‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اصلاحی هر شرکت فراهم کرده است. به این ترتیب، هلدینگ می‌تواند به جای توزیع یکسان منابع یا تصمیم‌گیری‌های موردی، سرمایه‌گذاری‌های فناوری اطلاعات را به سمت حوزه‌هایی هدایت کند که ناترازی، ریسک یا نیاز واقعی بیشتری دارند.
مرحله بعد این مسیر، تبدیل ناترازی‌های استخراج‌شده به برنامه‌های مشخص بهبود و پایش روند اصلاح آنها در شرکت‌های تابعه خواهد بود؛ اقدامی که می‌تواند فناوری اطلاعات را از یک مرکز هزینه، بیش از گذشته به ابزاری برای افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک و تصمیم‌گیری دقیق‌تر مدیریتی تبدیل کند.